مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
225
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
اطلاق اثباتى اطلاق به حسب عالم دلالت و مقام اثبات اطلاق در دو مقام تصور دارد : 1 . مقام ثبوت يا عالم لحاظ ؛ 2 . مقام اثبات يا مقام اقامه دليل . اطلاق اثباتى ، آن است كه دليلى براى تقييد اقامه نشده باشد ، مثل اينكه مولا بگويد : « اكرم العالم » و دليلى بر تقييد مفهوم عالم اقامه نكند . تقابل بين اطلاق و تقييد اثباتى ، از نوع تقابل عدم و ملكه است ؛ يعنى عدم ذكر قيد ، درحالىكه آوردن آن ممكن بوده است . اطلاق اثباتى بر اطلاق ثبوتى دلالت دارد . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 237 . مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 206 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 364 . اطلاق احوالى شمول حكم نسبت به حالات متفاوت مصداق جزئى اطلاق احوالى ، مقابل اطلاق افرادى مىباشد و عبارت است از در نظر گرفتن اطلاق در معنايى جزئى ، به حسب احوال متفاوتى كه براى آن امكان دارد . توضيح : لحاظ شمول و سريان در مطلق به دو صورت است : 1 . لحاظ افراد ، در جايى كه معنا كلى و داراى افراد باشد ؛ 2 . لحاظ احوال ، در جايى كه معنا جزئى باشد . اطلاق احوالى در جايى است كه براى معناى جزئى ، احوال متفاوتى باشد . در اين حالت اگرچه معنا داراى يك فرد مىباشد ، ولى اين فرد حالات مختلفى دارد ، مثل : حالت مرض يا سلامتى ، و يا حالت سواره يا پياده بودن كه بر زيد عارض مىشود ؛ بنابراين ، لفظ زيد به لحاظ اين احوال ، اطلاق دارد ؛ يعنى قابليت صدق بر هريك از اين حالات را دارد و اگر گفته شود : « اكرم زيدا » ، اطلاق احوالى ، تمام حالات او را دربر مىگيرد . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 236 . شيرازى ، محمد ، الاصول ، ج 5 ، ص 59 و 65 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 255 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 168 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 601 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 247 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 154 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 521 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 219 . اطلاق ازمانى شمول حكم بر موضوع در تمام زمانها اطلاق ازمانى ، از اقسام اطلاق احوالى ، و به معناى شمول حكم بر موضوع در تمامى زمانها است . بنابراين ، در مواردى كه مطلق ، فردى از افراد ماهيت بوده و لحاظ شمول در آن به حسب تمام زمانهايى است كه فرد را دربر مىگيرد ، اطلاق آن ، ازمانى است ؛ براى مثال ، هنگامى كه گفته مىشود : « يجب الصدق » و يا گفته مىشود : « يحرم الكذب » ، مراد وجوب صدق و حرمت كذب در همه زمانها است . تقييد زمان مقابل اطلاق زمانى است ، مثل : « لا تعتق الرقبة ليلا » يا « يجب الصدق ما دمت مختارا » . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص ( 135 - 134 ) . شيرازى ، محمد ، الاصول ، ج 5 ، ص 65 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 601 و 614 . اطلاق استغراقى ر . ك : اطلاق شمولى اطلاق استيعابى ر . ك : اطلاق شمولى اطلاق افرادى عموميت حكم به حسب افراد شمول و سريان حكم در اطلاق ، به دو صورت است : 1 . به حسب افراد ؛ 2 . به حسب احوال . شمول حكم به حسب افراد را اطلاق افرادى مىگويند و اين در جايى است كه افراد متعددى در كار باشد و طبيعت ، قابليت صدق بر هريك از آنها را داشته باشد ، مانند : « اكرم العالم » كه عالم ، افراد مختلفى دارد و حكم اكرام شامل همه آن افراد مىشود . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 236 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 134 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 247 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 255 . شيرازى ، محمد ، الاصول ، ج 5 ، ص 59 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 601 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 168 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 516 . اطلاق اماكنى شمول حكم بر فرد در همه مكانها اطلاق اماكنى ، از اقسام اطلاق احوالى است و آن ، در موردى است كه مطلق ، فردى از افراد ماهيت معنايى جزئى مىباشد در مقابل موردى كه مراد از مطلق ، خود ماهيت مىباشد كه معنايى